صفای اشک وفای غم
 

احساسی که به تو دارم

یه حس فوق العادس

من عاشق کسی شدم

که خیلی صاف وسادس

احساسی که به تو دارم به هیچکسی نداشتم

من اسم این حال دلو عاشق شدن گذاشتم

این اولین باره دلم داره میگه آره دوست داره گرفتاره

بگو آره به بیچاره دوست داره بایه قلب تیکه پاره

احساسی که به تو دارم یه حس عاشقانس

این حس دوست داشتن تو همیشه صادقانس

احاسی که به تو دارم خیلی واسم عجیبه

چه نازنینی من دارم ببین چقدر نجیبه

این اولین باره دلم داره میگه آره دوست داره گرفتاره

بگو آره به بیچاره دوست داره بایه قلب تیکه پاره

♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫♫ 

                   

                                                                                                         خواننده : محمد علیزاده

                                                                                                   ترانه در حال پخش

[ سه شنبه 1393/07/15 ] [ 3:15 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]

بغضی که مانده در دل من وا نمی‌شود

حتی برای گریه مهیا نمی‌شود

بعد از تو جز صراحت این درد آشنا

چیزی نصیب این من تنها نمی‌شود

آدم بهانه بود برای هبوط عشق

اینجا کسی برا تو حوا نمی‌شود

دارم به انتهای خودم می‌رسم ببین

شوری شبیه باد تو برپا نمی‌شود

از من مخواه تا غزلی دست و پا کنم

احساس من درون غزل جا نمی‌شود

 

عکس های عاشقانه بسیار زیبای دختر و پسر

[ شنبه 1393/04/28 ] [ 4:34 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]

[ سه شنبه 1392/09/12 ] [ 10:20 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]

 

 

گرچه گاهی حال من مانند گیسوهای توست

چشمه ی آرامشم پایین ابروهای توست

 

خنده کن تا جای خون درمن عسل جاری کنی

بهترین محصول ها مخصوص کندوهای توست

 

فتنه ها افتاده بین روسری های سرت

خون به پا کردی، ببین! دعوا سرموهای توست

 

کار دنیا را بنازم که پر از وارونگی ست

یک پلنگ مدعی در دام آهوهای توست

 

فتح خواهم کرد روزی سرزمینت را اگر

لشکری آماده پشت برج و باروهای توست

 

شهر را دارد به هم می ریزد امشب ، جمع کن

سینه چاکی را که مست از زخم چاقوهای توست

 

کوک کن ، بردار سازت را ، برقصان وبرقص

زندگی آهنگ زیبای النگوهای توست

 

□□□

 

خوش به حال من که می میرم برایت اینهمه

مرگ امکانی به سمت نوشداروهای توست

[ سه شنبه 1392/02/31 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ علیرضا ]

 

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توست

 

ای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم

 

و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم

 

ای مهربان - پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

 

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشید

 

تبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم


موضوعات مرتبط: دوستت دارم، عاشقانه
[ دوشنبه 1391/10/18 ] [ 7:42 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
برای همه وقتهایی که مرا به خنده واداشتی

برای همه وقتهایی که به حرفهایم گوش کردی

برای همه وقتهایی که به من شهامت و جرئت دادی

برای همه وقتهایی که با من شریک شدی

برای همه وقتهایی که خواستی در کنارم باشی

برای همه وقتهایی که به من اعتماد کردی

برای همه وقتهایی که مرا تحسین کردی

برای همه وقتهایی که باعث راحتی و آسایش من هستی

برای همه وقتهایی که گفتی( دوستت دارم )

برای همه وقتهایی که در فکر من بودی

برای همه وقتهایی که برایم شادی آوردی

برای همه وقتهایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی

برای همه وقتهایی که دلتنگم بودی

برای همه وقتهایی که به من دلداری دادی

برای همه وقتهایی که صدای قلبم را شنیدی

به خاطر همه اینها هیچ وقت فراموش نکن که :

همیشه برای گوش دادن به حرفهات آمادگی دارم

همیشه پشتیبانت هستم

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود

فقط کافی است چیزی از من بخواهی بلافاصله از آن تو خواهد شد

میخواهم اوقاتم را در کنار تو باشم

من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی

در دنیا تو از هر چیزی برایم مهم تر هستی

همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم

همین الان در فکر تو هستم


                                                 جمعه 1390/06/04


موضوعات مرتبط: دوستت دارم، عاشقانه
[ جمعه 1390/06/04 ] [ 8:51 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]

درميان من وتو فاصله هاست


گاه مي انديشم


مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري


تو توانايي بخشش را داري


دست هاي تو توانايي آن را دارد


که مرا 


 زندگاني بخشد


چشمهاي تو به من مي بخشد


شورعشق ومستي


و تو چون مصرع شعري زيبا ،

سطر برجسته اي از زندگي من هستي

۱۳۹۰/۰۶/۳  پنجشنبه


موضوعات مرتبط: غم دل، عاشقانه
[ پنجشنبه 1390/06/03 ] [ 3:49 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]

هرجا هستم با خیالت پرم از شعر و ترانه

                                                      ای همیشگیترین عشق توی مرگ عاشقانه

عاشقانه ی منیو همه ی بود و نبودم

                                                      تو که نیستی تا ببینی پر از درد وجودم

منم اینجا تک و تنها قدر دنیا از تو دورم

                                                      ای پناه جسم سردم ای همه شوق حضورم

گرچه دورم از نگاهت چشم براتم پشت شیشه

                                                      تو یعنی تمام لحظه ،لحظه یعنی تو همیشه

هرجا هستم با خیالت پرم از حس رهایی

                                                      ای گناه آخر من که برام رنگ خدایی

عاشقانه ی منیو لحظه های ناب بودن

                                                      ای که محتاجم به چشمات واسه عاشقانه موندن

هرجا هستم با تو هستم جنس احتیاج و خواهش

                                                      دست بکش رو تن خستم بگو از حرم نوازش

دست بکش رو گونه ی من بگو هستم تا همیشه

                                                       تو یعنی تمام لحظه،لحظه بی تو که نمیشه




موضوعات مرتبط: دوستت دارم، عاشقانه
[ سه شنبه 1389/12/03 ] [ 12:49 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]

بسم الله النور


جاده و اسب مهیاست،بیا تا برویم
کربلا منتظر ماست بیا تا برویم

ایستاده ست به تفسیر قیامت زینب
آن سوی واقعه پیداست بیا تا برویم

خاک -درخون خدا - می شکفد می بالد
آسمان،غرق تماشاست بیا تا برویم

تیغ - درمعرکه - می افتد و بر می خیزد
رقص شمشیر چه زیباست، بیا تا برویم

از سراشیبی تردید اگر بر گردیم
عرش،زیر قدم ماست بیا تا برویم

دست عباس، به خونخواهی آب آمده است
آتش معرکه برپاست بیا تا برویم

زره از موج بپوشیم و ردا از طوفان
راه ما، از دل دریاست بیا تا برویم

کاش،ای کاش! که دنیای عطش می فهمید
آب، مهریۀ زهراست بیا تا برویم

چیزی از راه نمانده ست چرا برگردیم
آخر راه، همین جاست بیا تا برویم

فرصتی باشد اگر - باز درین آمد و رفت -
تا همین امشب و فرداست بیا تا برویم

1389/09/24 چهارشنبه


[ چهارشنبه 1389/09/24 ] [ 7:10 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
 

عشق
تو از عشق میگفتی بارها و بارها
تو گفتی مثل یه داستان زیباست اما نگفتی مثل افسانه ها که پایانش خوش است و حقیقت ندارد برای عشق هم پایان خوش حقیقت ندارد
تو گفتی عشق چشمها را خیره میکند اما نگفتی اشکهای شب تا سحرش نور چشم را میگیرد
تو گفتی عشق مثل جاده ای است که در آن در حرکتیم اما نگفتی جاده ای که از ویرانه های تنهایی میگذرد
تو گفتی عشق گرمابخش است اما نگفتی دل را میسوزاند و خاکستر میکند
تو گفتی عشق بی انتهاست اما نگفتی چون دوام ندارد انتهایش ناپیداست
تو گفتی عشق همیشگیست اما نگفتی فقط خاطره هایش همیشگیست
تو گفتی عشق ابدیست اما نگفتی تا آن زمان که تو بخواهی
اما من اینگونه عشق را شناختم
عشق چون زمین است که روزی با افتخار برروی آن قدم میگذاری و روزی به اجبار در دلش مدفون میشوی
عشق چون آتش است که گرچه گرمابخش است اما میتواند سوزاننده باشد و خاکستری بر جای گذارد
عشق چون آب است که گاه تشنه ای را سیراب میکند و گاه چون سیل خروشان نابودت میکند
عشق چون باد است که نسیم دل انگیزش دوست داشتنیست و طوفان خشمش از بین برنده
و عشق مقدس و پاک است
عشق جامه ایست که برازنده هر قامت نیست

 

۱۳۸۹/۰۸/۱۷


موضوعات مرتبط: عاشقانه
[ دوشنبه 1389/08/17 ] [ 4:0 بعد از ظهر ] [ علیرضا ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نام : تنها
شهرت : غریبه
محل تولد : شهر غم





عشق آمد و تيشه زد بر ريشه ام
تيشه زد بر ريشه انديشه ام
عشق اگر اين است مرتد ميشوم
خوب اگر اين است من بد ميشوم
بعد از اين با بی کسی خو ميکنم
هر چه در دل داشتم رو ميکنم
نيستم از مردم خنجر به دست
بت پرستم بت پرستم بت پرست
بت پرستم بت پرستی کار ماست
چشم مستی تحفه بازار ماست
هيچکس چشمی برايم تر نکرد
هيچکس يک روز با ما سر نکرد
هيچکس اشکی برای ما نريخت
هر که با ما بود از ما می گريخت
چند روزيست حالم ديدنيست
حال من از اين و آن پرسيدنی است
حافظ ديوانه فالم رو گرفت
يک غزل آمد که حالم رو گرفت
ما زياران چشم ياری داشتيم
خود غلط بود آنچه می پنداشتيم
امکانات وب