|
شراب بوسه
ز شراب بوسه های تو هنوز مست مستم
تو ببین چقدر مستم که سبوی می شکستم
چو لبان بوسه خواهت اثر شراب دارد
دل اگر به می ببندم بخدا که پست پستم
پس از این کسی نبیند به کفم پیاله می
دگرم به می چه حاجت چو گرفته تو هستم
به خدا که جان مایی مرو از تنم تو ای جان
که زبود توست بودم که ز هست توست هستم
بنگر زفرط مستی ره خانه را ندانم
تو بیا بگیر دستم که دگر ز پا نشستم
بکف صبا می فشان سر زلف شام رنگت
که بتار تار مویت همه عمر خویش بستم
مکنم تو منع زاهد پس از این ز می پرستی
نگهش می و لبش می چکنم که می پرستم

نظر یادت نره دوست عزیز
|