تبليغاتX
مینویسم به یاد گذشته




پروفايل مدير وبلاگ ;(كليد كنيد)



نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





مرداب چشم او

سالی گذشته است

زان ماجرا که عشق من و او از آن شکفت

زان شام ها که قصه ی تنهایی ام شنفت

در آن شب امید

چشمان او به سبزی مرداب سبز بود

در گوش من ترانه نیزار می سرود

آغوش مهر او

گرمای بیکرانه ی ظهر کویر داشت

زان ماجرای تلخ

سالی گذشته است

با آنکه داستان من و او کهن شده است

با آنکه دوستدار شکارم ولی هنوز

هرگاه به کرانه مرداب می رسم

با تیر سینه سوز

مرغابیان وحشی آنرا می زنم

 

جمعه ۳۱/۰۳/۱۳۸۷


[+] نوشته شده توسط صادق در 7:6 بعد از ظهر | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
JavaScript Codes