|
ميخواهم ميخواهم با توبه شهر آرزوها سفر كنم ميخواهم پا به پاي تو بربام كلبه به انتظار تو ستاره خوشبختي ام بنشينم ميخواهم بازوانت سپر دلتنگي هايم باشد ميخواهم با تو گلهاي پژمرده زندگي را آبياري كنم ميخواهم با تو ... ولي افسوس افسوس كه از تو جز نقش گامهايي بر سنگفرش خاطره چيزي به يادگار نمانده است
.... آخرين گامهايم هديه به تو به تو كه در پشت رنگين كمان آرزوهايم پنهان شدي ميدانم آري ميدانم كه براي يافتن تو كمي دير جنبيده ام اما با تمام وجود تو را و احساس عشق تو را احساس ميكنم

چهارشنبه ۱۳/۰۶/۱۳۸۷
|